تنها پناهم تویی
چهارشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۴، ۰۴:۴۳ ب.ظ
روزها از پس هم میگذرند و و هرروز حجم تنهایی من بزرگ و بزرگتر میشود
نه همدلی نه هم سخنی نه سنگ صبوری…
هیچکس پذیرای انسان خطاکار نیست
اما من از این همه تنهایی و بی کسی به تو پناه آورده ام اما ترسان و خجالت زده…
در لحظه های سخت زندگی از تو شکایت میکنم
گناه میکنم و باز از تو شکایت میکنم!
میبینی؟!بنده ی گستاخ و گناهکارت باز به تو پناه آورده
خدایا تو که ارحم الراحمینی،بر من رحم کن!من را توان رویارویی با تو نیست،تو که عالمی را پادشاهی…رحم کن
ناسپاسی هایم را ببخش
ببخش ک هر لحظه هوایم را داشتی و من چه جاهلانه مهربانی تو را شانس خواندم!
خدای من،خدایی ک گناهانم را دیدی و باز دستم را گرفتی،فصل عاشقی فرا رسیده است
این رمضان میخواهم عاشقت شوم…
- ۹۴/۰۳/۲۷